خرید بک لینک
گل قشنگ بنی هاشم، سلام بر تو ابوالقاسمدلم کنار تو شد مُحرم، ندیده خوش‌تر از این جاییچنان کنار ابوطالب، ستوده حُسن تو را یثربکه وحی شد به دل راهب همان ستوده عیساییبه هیچ آینه جز حیدر، نه پادشاه و نه پیغمبرشکوه و حُسن تو را دیگر، خدا نداده به تنهاییقسم به لیل و به گیسویت، به ذکر یاحق و یاهویت به آیه‌، آیه‌ی ابرویت به آن دو چشم تماشایی ناگهان کبوتری سپید با بال‌های یاقوتی نزدیکش آمد. پرهای خود را که از ابریشم نرم‌تر بود به پهلوی آمنه مالید. دردی که در او بود آرام گرفت. پسری به دنیا آورد؛ سرش در مقا

برچسب: نویسنده: مهسا جعفری تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 20:09

بانو ، مزار تو در سینه عاشقان توست ،پس از تو تمام یاس های زمین ،کبود می رویند .از خلقت فاطمه زهرا (س) تمام زن ها حرمت وآبرو یافتند . .از تو برایمان تسبیحی به یادگار مانده که پس از هر نماز مارا به آسمان می برد .چگونه تو را زخم زدند که رخ از تمام اهل زمین پنهان کردی یا فاطمه ؟خورشید واپسین تو تنها امید ماست ، ای دامن تو چشمه آن آفتاب هادر بهاری غریبانه هر چند ،لاله ها بی تو در خون نشستند بعد تو یازده سرو سرسبز هفت پشت خزان را شکستندچگونه گریه های فاطمه (س) عرش را به لرزه می انداخت ،ولی مردمان غافل

برچسب: نویسنده: مهسا جعفری تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 20:09

ولادت حضرت زهرا (س) وروز مادر گرامی باد . بشارت باد بر اهالی زمین که سیب سرخ بهشت جوانه زده است ! نام تو، ریشه شر را خشکاند وآتش دوزخ را سرد کرد بر پیروان طریقه رستگاری.خانه وحی،با درخشش نام تو ،روشن تر شد ،تا نشانه ای باشد بر حرمت زن ،تا دیگر رنگ چهره ها با شنیدن صدای تولد دختران، کبود نشود .تادیگر سنت های جاهلانه میان دختر وپسر ،خطی نکشد به نشانه سعد ونحس. ((عاص بن وائل سهمی )بداند که سهمی از میراث حقیقت وماندگاری نخواهد برد . هر چه بهرهای از نور نداشته باشد ،تاصبح بیشتر نخواهد پایید .پنجه ه

برچسب: نویسنده: مهسا جعفری تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 20:09

بهار که از راه می‌رسدجوانه سر می‌زند، شکوفه می شکفد باران نم‌نم می بارد آسمان نفس می کشدبهار که از راه می‌رسدزمین سبز می‌شود بلبل نغمه خوان می‌شود روز نو می‌شود سال نکو می‌شود اما… تو چطور؟اگر شکوفه شکوفه بروید و دریغ از شکوفه لبخندی که بر لبانت بنشیند چه؟ اگر زمین زمین سبز شود و هنوز برگ‌های پاییزی سنگفرش دلت باشد چه؟ اگر باران باران طراوت ببارد و هنوز خاکستر غم و یاس بر شیشه دلت باشد چه؟ اگر روز روز نو شود ولی چشم‌هایت به عادت و کهنگی گشوده شود چه؟ اگر گرما گرما مهربانی با طلوع خورشید بتابد و

برچسب: نویسنده: مهسا جعفری تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 20:09

صفحه بندی